طراحی سایت طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس

X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387

بنام الله مقتدر

 

مکر و فریب یکی از حربه های حکومتهای دیکتاتوربرای خنثی کردن خشم ملت است

         

          اکثر ملتهای جهان سوم رودرروی حکومت های خود قرار دارند چون حکومتهای شان غارتگر، غیر عادل و سرکوبگرند. در جهان سوم حکومتها دشمن ملت و ملتها دشمن حکومت اند.  ملت ضعیف است بخاطر اینکه غیر مسلح است و حکومت  قوی است چون مسلح است و هر وقت که بخواهد ملت معترض را با نیروی سلاح سرجایش مینشاند. بعضی از حکومتها مانند رژیم ایران  علاوه بر سرکوب با استفاده از اسلحه از حربه مکر و فریب هم تا حد زیادی استفاده میکنند و با بکار گرفتن این حربه خیلی موثر ملت را با امیدهائی واهی تا مدتی  به دنبال خود کشانده و در اخر با شیوه های خاصی  دست بسر میکنند و باز با مکری  جدید مشغولش می نمایند  و با یک روش نرم و احترام آمیز و پر تواضع و فریبکارانه ملت را در نهایت بدبختی به امید فردائی بهتر که هرگز نمی آید مشغول نگهداشته وباین ترتیب حکومت غارتگرانه خود را طولانی میکنند. این روش احترام آمیز ظاهری را که فریبی بیش نیست بیدل در شعری چقدر قشنگ بیان کرده است :

 تواضع  های دشمن مکر صیادی بود بیدل

که خم خم رفتن  صیاد بهر قتل مرغان است

آخوند های حکومتگر در این رژیم بظاهر اسلامی که متخصص فریبکاری هستند با  این تواضع های صیادی خود هزاران نفر از مردم متعرض به وضع نا مطلوب در مملکت را فریب داده و به امید فردائی بهتر ساکت و خانه نشین کرده اند و با همین روش مکارانه تا حد زیادی توانسته اند میزان مقاومت مردمی را به حد اقل برسانند و با استفاده از همین حربه مکر بوده است که تا به اینجا پیش آمده و  توانسته اند خود را همچنان بر پشت این مردم بی خبر از همه جا سوار نگهدارند و هر وقت که دلشان خواسته است  این  فریب خورده های مکر زده  ملیونی را  با شکم های گرسنه شان به خیابانها  فرستاده اند  که شعار بدهند  :

ما همه سرباز تو ایم دیکتاتور... !

گوش به فرمان تو ایم دیکتاتور... !

          ایا شما گاهی دیده اید که کشورهای اروپائی و غیره که امر عدالت تا حد زیادی در آنها رعایت میشود سالی دو سه بار ملتهای شان را به بهانه های مختلف برای شعار دادن به نفع رئیس کشور به خیابانها به فرستند مثلا گاهی دیده اید که ملت فرانسه به خیابانها بیاید و با کوبیدن مشت در هوا شعار بدهد که :

ما همه سرباز تو ایم سرکوزی !؟

گوش به فرمان تو ایم سرکوزی !؟

نه ، چون در آنجاها که عدالت هست نیازی  به برگزاری اینگونه نمایش های دروغین و فریبکارانه نیست. فقط دبکتاتورها هستند که برای پنهان نگهداشتن تنفر ملت از خود  با مقداری فریب و تطمیع و آمیخته ای از رعب و تهدید سالی چند بار ملت های شان را به خیابانها میفرستند تا با پنهان کردن تنفر عمیقی که در دل فرد فرد این ملت نسبت به آنها هست محبوبیتی دروغین را برای جهانیان به نمایش بگذارند.  صدام حسین هم یک دیکتاتور بود و سالی دوسه بار ملت محکوم و دربند خود را به خیابانها میفرستاد تا شعار بدهند که :

عیش یا صدام المجید ، عیش  یا صدام العظیم حنا (نحن) تحت امرک.  به معنی ای صدام صاحب مجد، ای صدام صاحب عظمت زنده باش ما همه تحت فرمان تو ایم.  ولی یک روز پس از سقوط صدام دیدیم که همین مردم در خیابانها  با کفش بر سر مامورین صدام میکوبیدند که ای جنایتکاران در این سی و پنج سال چه جنایت هائی  که در حق ما نکردید.  و سرانجام صدام این بت با عظمت را همه دیدند که با چه ذلتی از صحنه با عظمت دروغین خود خارج شد.

اینست کاری که دیکتاتورهای مکار با ملتهای شان میکنند.  این مکاران را به بینید که با چه شیوه هائی دارند حکومت میکنند ای مردم ! کجای کارید شما !

 یا حق !

   

یکشنبه 23 تیر ماه سال 1387

بنام الله مقتدر

 

 خودمختاری و چسیت آن؟

 

          برادری که خود را یک بلوچ معرفی کرده بود وهنوز هم از نظر بنده یک بلوچ نیست  در قسمت نظریات سئوال کرده بود که خود مختاری یعنی چه؟ و این تلقین در فحوای کلامش هویدا بود که ما چرا وقت و انرژی و استعداد مان را صرف کارهائی میکنیم که نا ممکن، غیر قابل دسترسی و از جمله محالات  است. این نصیحت هم از سخنش استشمام میشد که بروید وقت تان را صرف کارهائی بکنید که فایده ای داشته باشد و عقل آنرا قبول کند  و حیفش آمده بود که ما برای کاری که هیچ فایده ای ندارد اینهمه صرف وقت کره و زحمت بی حاصل میکشیم.  بنده  نظریه این برادر را در قسمت پیامهای وبلاگ مطرح کردم تا خوانندگان محترم هم اگر در این زمینه معلوماتی دارند و صاحب نظر هستند جواب این آقا را در قسمت نظریات بدهند. ولی از هیچ سوئی جوابی نیامد و لذا بنده در آنجا جوابی به این برادرمحترم  هرکه هست بلوچ باشد یا غیر بلوچ مسئول پرونده ام در اداره اطلاعات باشد یا کسی دیگر دادم. این آقا پس از دیدن جواب من باز در قسمت نظریات اظهار نظر کرده بود و آخرش هم گفته بود که با توضیح بنده تا اندازه ای قانع شده است ولی نه بطور کامل لذا بنده باز در اینجا سعی میکنم در مورد خود مختاری و مفاهیم آن  باز هم حرفهائی بزنم تا مسئله تا اندازه ای برای انهائیکه هنوز در این باره فرصت اندیشیدن نداشته اند واضح شود و تلاش برای رسیدن به خودمختاری کاری بی فایده  در ذهن شان تصور نشود.  کار برای خود مختاری کاری مثل تجارت نیست که در همان روز یا همان هفته و یا همان ماه و سال فایده نقدی بدهد و ما فایده آنرا شمارش کرده و در حساب بانکی مان بریزیم و خوش باشیم که کار پر فایده ای انجام داده ایم بلکه کاری سخت و پر هزینه و حوصله شکن و دراز مدت  است که فایده آن بصورت آزادی وسربلندی یک قوم لگد مال شده بدست میآید و ممکن خیلی زود بدست آید واحتمال هم دارد که تا چندین نسل یک قوم محکوم  را بخود مشغول کند. ولی مهم اینست که افراد یک قوم محکوم و تحت تبعیض برای رسیدن به آن مشغول انجام اینکار باشند و بی تفاوت ننشینند چون کسی دیگر برای نجات آنها نمی آید.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
جمعه 21 تیر ماه سال 1387

مبارزه و ضد مبارزه چیست؟

 

          این دو وا‍ژه بیشتر در ادبیات سیاسی به چشم میخورند.

 " مبارزه " یعنی تلاش برای رفع ظلم این امر متعلق به مظلومین یک جامعه است که دست بهر کوششی میزنند تا ظلم و بی عدالتی را از سر خود بردارند. 

" ضد مبارزه "  تلاشی است که یک حکومت ظالم و عوامل آن بکار میگیرند تا بهر ترتیب ممکن ظلم را برقرار نگهدارند و بر مظلومان یک جامعه آنطوری که خود دلشان میخواهد حکومت کنند.

ظالم یا یک حکومت دیکتاتور برای خنثی کردن یک مبارزه حقیقی دست بهر اقدام ممکنی میزند تا مبارزین موفق به نابود کردن نظام ظلم و نجات محرومین نشوند و آنها همچنان بر خر مراد سوار باشند و بحکومت ظالمانه و غارتگرانه خود ادامه دهند.

حربه های متعددی برای خنثی کردن یک مبارزه وجود دارد و یکی از حربه های خیلی موثر و کم خرج دبکتاتور ها  " شایعه پراکنی " و وارد کردن اتهامات بی اساس بر علیه مبارزین است تا افراد نا آگاه جامعه را نسبت به مبارزین بدبین کند و این باعث میشود که مردم جامعه یک فرد  مبارز در جامعه خود  را به دیده شک و تردید بنگرند و جرات پیوستن به او را نکنند در نتیجه این کار  فرد مبارز از حمایت افراد تحت ستم جامعه خود محروم خواهد ماند و دست تنها قادر به پیشبرد اهداف و گسترش مبارزه و رسیدن به مقصد نخواهد شد. و این تهمت پراکنی کاری است که نظامهای دیکتاتوری ایران بر علیه تمام مبارزین حقیقی انجام داده اند و بهمین علت هم مبارزه در بلوچستان به کندی پیشرفته است چون مردم تا حد زیادی بخاطر همین شایعات و اتهامات جرات پیوستن به مبارزین خود را نکرده اند.   روش کار این بوده است که اداره اطلاعات به عوامل بومی خود که اغلب از میان سرداران و سردارزادگان و بعضی از علما و بعضی از باصطلاح روشنفکران خودفروخته ترقی خواه  هستند و وابستگی شان به این دستگاه کاملا محرز است  این ماموریت را داده است که بروید در میان مردم این حرف را پخش کنید که :  این آدمی که شعر انقلابی مینویسد، مقاله آگاهی دهنده مینویسد و مردم را دعوت و تشویق به مبارزه میکند آدم خود اطلاعات است و با اینکار هایش میخواهد افراد ضد حکومت را پیدا کند و به اداره اطلاعات معرفی نماید.  و احمقهائی از میان همین قوم بتمام معنی محروم از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود با کمال بی شرمی میروند این شایعه را پخش میکنند و مردم را نسبت به آن شخص بدبین میکنند و بدین ترتیب  شخص مبارز دست تنها میماند و مبارزه ای شکل نمیگیرد. به این میگویند یک اقدام  " ضد مبارزه "  که از سوی حکومتهای دیکتاتور و ظالم انجام میشود  تا  مردم را از پیوستن به مبارزه باز دارند.

 بنده از بیست سالگی تا به امروز که شصت و دو سال دارم همه عمرم را صرف این کردم که مردم مان  را هر طور شده از خواب غفلت بیدار کرده و وادار به مبارزه نمایم تا از این زندگی غلامانه و محکوم نجات یابند و مثل بقیه اقوام با عزت و سربلند و صاحب حق دنیا زندگی کنند ولی این شایعه در مورد من که این شخص آدم ساواک و یا آدم اطلاعات است همیشه در حال پخش بوده است و دهان به دهان گشته است که : ای مردم مواظب باشید این شخص آدم خود اطلاعات است حواس تان جمع باشد این با این حرفهای انقلابی و شعر های تحریک کننده اش میخواهد آدمهای ضد حکومت را پیدا کند و به اداره ساواک در زمان شاه و اطلاعات در زمان فعلی معرفی کند لذا مبادا با این شخص تماس بگیرید بیچاره تان خواهد کرد و هزاران تهمت دیگر هم زده اند تا بلکه مرا از ادامه مبارزه دلسرد کرده و خانه نشین نمایند و بدین ترتیب مبارزه ای را که برای احقاق حقوق ملت مظلوم بلوچ در جریان بوده است  متوقف نموده و از بین ببرند. تهمتهائی را که عوامل محلی حکومتهای ضد بلوچ بمن زده اند آنقدر شدید و آزار دهنده بوده است که بجای من هرکس دیگری بود ترک مبارزه میکرد و میرفت در چنان سوراخ بی نام نشانی قائم میشد که تا آخر عمر با هیچکسی روبرو نشود. بله تحمل تهمت خیلی مشکل است ولی شکر بیحد آن خدای را که در جای حق نشسته است و این تحمل را بما عطا فرموده است و ما با تمام تهمتهائی که تاکنون وارد شده است هنوز داریم مبارزه را با جدیتی بیش از پیش ادامه میدهیم و باز شکر بی نهایت خدای را که  قبل از آنکه بنده نا امید بمیرم شخصی همچون عبدالمالک را در قوم ما زنده کرد که زندگی همه قوم ما امروز به زندگی او وابسته است، کسی که خداوند برای زنده کردن قوم ما همه صلاحیتهای لازم را به این شخص داده است و از برکت رهبری مخلصانه اش امروز صدها جوان بلوچ بظاهر و هزاران دیگر در پنهان آماده فداکاری تحت فرمانش هستند و رژیم ضد بلوچ  با تمام اقدامات " ضد مبارزه " ای که بکار میگیرد از متوقف کردن مبارزه این  سرمچاران جان بر کف ملت  بلوچ تحت رهبری دلیرانه امیر عبدالمالک عاجز و مستاصل مانده است و اینست نتیجه مقاومت. 

منظورم از نوشتن این مقوله اینست که به اطلاع همه آنهائی که بطور حقیقی قصد مبارزه برای رهائی ملت مظلوم بلوچ را  دارند متوجه باشند که پوست شان  را باید خیلی کلفت کنند تا در مقابل باران تهمتهای آزار دهنده و شخصیت شکنی  که بر علیه آنان باریدن خواهد گرفت مقاومت لازم را داشته باشند. چون هیچ چیزی مشکل تر از تحمل یک تهمت بی جا نیست ولی یک مبارز تا توان تحمل این نوع تهمت ها را نداشته باشد نمیتواند مبارزه کند و از ترس بدنامی و اینکه مردم در مورد او چه فکر میکنند مبارزه را رها کرده و گوشه نشین خواهد شد.

پس تهمت پراکنی  یک  حربه خیلی قوی و  "ضد مبارزه"  است که رژیمهای مس‍‍تبد و دیکتاتور برای بدنام کردن مبارزین و  خنثی کردن یک مبارزه حقیقی  بطور گسترده ای از آن استفاده میکنند و افراد مبارز اگر توان عبور از این میدان تهمت را که خیلی وحشتناک تر از میدان مین است نداشته باشند قادر به ادامه مبارزه نخواهند بود و ضمنا بدانند همه بدنامی هائی را که امروز رژیم  برای مبارزین حقیقی درست میکند در فردای پیروزی تبدیل به خوشنامی خواهد شد.   یا حق!

<<    2      3      4      5      6      7      8      9      10      11    >>